سكوت پاييزي
آری ؛ سکوت ام من در میان هیاهوی بادهای پاییزی...
_"به کجا چنین شتابان؟"
گون از نسیم پرسید
_"دل من گرفته ز اینجا،
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟"
_"همه آرزویم،اما
چه کنم که بسته پایم..."
_"به کجا چنین شتابان؟"
_"به هر آن کجا که باشد،به جز این سرا،سرایم"
_"سفرت بخیر اما تو و دوستی،خدارا
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفه ها، به باران
برسان سلام ما را...".
نوشته شده در بیستم اردیبهشت 1388ساعت
17:47 توسط شیما| |
| Design By : Night Skin |


