تبليغاتX
سكوت پاييزي - تولد


سكوت پاييزي

آری ؛ سکوت ام من در میان هیاهوی بادهای پاییزی...

امروز دوم آبان است...روز میلاد و ورودم به این زمین خاکی...آخرین روزی که پیش آفریننده مهربونم هستم...و آخرین  لحظه ایست که مسلط بر زمین و آدمیان همراه با دوستان قدیمی ام - همانهایی که پس از بدنیا آمدنم به  من یاد دادند تا به آنها بگویم: فرشته!!  - ایستاده ام و نظاره گر کارهای آنها هستم... 

ولی ساعت ۸:۵۹ دقیقه ي شب یکی از همان دوستان به من تلنگری می زند که نشان از جدایی دارد...و با شتاب به من می گوید:" سریعتر...فقط یک دقیقه وقت داری..."من نگاهی حزن آلود به او میکنم ولی او بی صبرانه مشتاق رفتن من است...و من...!!!

و اين را هم همان فرشته كوچولو به من گفت:"تولدت مبارك"

نوشته شده در دوم آبان 1387ساعت 21:0 توسط شیما| |


Design By : Night Skin