تبليغاتX
سكوت پاييزي - حنا بندون...


سكوت پاييزي

آری ؛ سکوت ام من در میان هیاهوی بادهای پاییزی...

سلام.سلامي به گرمي اين روزهاي گرم و به شلوغي اين سر بنده ي حقير!!!ضمن اينكه بايد از شما عزيزان پوزش بخواهم بدليل اينكه مدتي بود چيزي دروبلاگم نمي نوشتم.شايد آنقدر سر م شلوغ بوده كه وقتي برايم پيش نمي آمده.البته در اين مدت اتفاقاتي هم افتاده كه من نتونستم بنويسم!!!

خب شايد بهتره از ديشب شروع كنم كه به مراسم حنابندان يكي از بستگان رفتيم...جاي هركس كه نبود خالي..چون خيلي مراسم خوب و شادابي بود و خيلي خوش گذشت( بزن و بكوب و رقص و آواز و...)كه تا ..:3 بعد از نصفه شب بطول انجاميد و بعد راه برگشت بخانه را از سر گرفتيم...خلاصه اين up رو گذاشتم تا دليل موجهي براي تاخير ها و غيبتها يم باشه چون هفته اي كه در پيش رو دارم خيلي هفته ي پر مشغله اي خواهد بود...

نوشته شده در هجدهم مرداد 1387ساعت 23:54 توسط شیما| |


Design By : Night Skin